بررسی رابطه بین نگرشهای صمیمانه وسلامت روانی درمعلولین جسمی زن شهر اصفهان
اعظم مرادی
دکتر محمد باقر کجباف
امیر قمرانی
چکیده
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین نگرشهای صمیمانه و سلامت روانی در معلولین جسمی بود. نمونه مورد پژوهش شامل 100 نفر از اعضای زن مجرد جامعه معلولین شهر اصفهان بودند که به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس اندازه گیری نگرشهای صمیمانه و پرسشنامه سلامت عمومی بود. نتایج حاصل از همبستگی پیرسون نشان داد که بین نگرشهای صمیمانه و سلامت روانی معلولین جسمی زن رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد ( 031/0 P= ). این نتایج همچنین حاکی از وجود رابطه منفی معنی دار بین نگرشهای صمیمانه و ناسازگاری اجتماعی ( 047/0P= ) و نگرشهای صمیمانه و افسردگی ( 05/0 P= ) در معلولین جسمی زن بود. امّا رابطه نگرشهای صمیمانه و اضطراب آزمودنیها معنی دار نبود.
کلید واژه ها: نگرشهای صمیمانه ، سلامت روانی ، معلولین جسمی زن.
مقدمه
برخورداری از سلامت روانی نیازی حیاتی است ، زیرا جریان یافتن زندگی ، انجام وظایف ، به فعل در آمدن استعدادهای بالقوه ، کامیاب شدن از خوشیهای زندگی ، داشتن کارائی و مفید واقع شدن به حال خود و دیگران همگی مستلزم برخورداری از سلامت روان است ، حتی لازمه داشتن سلامت جسمی بهره مندی از سلامت روان است ، زیرا مشخص شده که آشفتگیهای روانی سلامت جسم را مختل می کند.
گاهی اوقات شرایط افراد با تمایلات و خواسته های درونی آنها همخوانی نداشته و در نتیجه سلامت روانی آنها به مخاطره می افتد. از جمله این افراد معلولین جسمی هستند که به علت داشتن شرایط خاص با مشکلات متعددی روبرو هستند که هر کدام از آنها به تنهایی می تواند آشفتگیهای فراوانی بوجود آورده ، شخص را به زانو در آورد. تأثیری که تغییرات فیزیکی بر وضعیت روحی – روانی و روابط خانوادگی و اجتماعی بر جای می گذارد غیر قابل انکار است. ناتوانی جسمی سازگاری روانی – اجتماعی و سلامت روانی شخص را تحت تأثیر قرار می دهد ( نوری ، 1374 ). در کل انسانها ممکن است واکنشهای روانی – اجتماعی متعددی نسبت به ناتوانی نشان دهند؛ مهمترین این واکنشها عبارتند از: شوک، اضطراب، انکار، افسردگی، خشم درونی شده ، خصومت آشکار (لیونه و انتوناک ، 1990، به نقل از نوری، 1374) از آنجا که معلولیت جسمی منشأ فشارهای روانی زیادی است ، انتظار می رود که میزان افسردگی و خودکشی در نوجوانان و جوانان معلول بیش از همسالان غیر معلول آنها باشد ( هالاهان و کافمن ،1994، ترجمه جوادیان،1381، ص563).
.از طرف دیگر به نظر می رسد که بین تمایل به برقراری روابط صمیمی و سلامت روانی رابطه مثبتی وجود داشته باشد.اریسکون صمیمیت را احساس وفاداری و خود را بی پرده ابراز نمودن ، بدون توسل به وسایل محافظت از خود وبدون ترس از باختن احساس هویت خود، تعریف می کند وشیوه سازگارانه کنار آمدن با بحران اوانم بزرگسالی (یعنی35-18 سالگی ) را صمیمیت وشیوه ناسازگارانه کنار آمدن با این بحران را انزوا می داند.به اعتقاد وی اگر شخص نتواند بحران این مرحله از رشد را به گونه ای مناسب یعنی برقراری روابط صمیمانه با دیگران حل کند، شخصیت وی نمیتواند به رشد عادی خود ادامه داده ونیرومندی لازم را برای روبرو شدن با بحران مرحله بعدی کسب کند(شولتز وشولتز،1998، ترجمه سید محمدی ،1381،صص 249-243).برطبق نظریه آلپورت یکی از هفت ویژگی شخصیت سالم داشتن ارتباط صمیمانه با دیگران است.به نظر آلپورت فردی که از نظر روانی سالم است، می تواند به پدر ومادر،همسر یا دوستان نزدیکش صمیمیت نشان دهد(شولتز ،1977، ترجمه خوشدل، 1378، صص 28 -27).سومین طبقه سلسله مراتب نیازهای مازلو نیازهای تعلق پذیری وعشق است. به اعتقاد مازلو ناکامی در برآورده ساختن نیاز به عشق ، علت اصلی ناسازگاری هیجانی است واین نیاز را دریک رابطه صمیمی بافردی دیگر می توان ارضا کرد (شولتز وشولتز،1998، ترجمه سید محمدی ،1381،ص 345) . فرام معتقد است که آدمی می تواند زندگی آشفته خود را با توانایی دوست داشتن ومهر ورزیدن سر وسامان بخشد، درحالیکه بدون عشق نمی تواند زندگی رضایت بخشی داشته باشد ؛ به اعتقاد وی نیاز به مهر ورزیدن ومورد مهر بودن ، دوطرفه است(سیاسی،1377، صص 123-122).
به اعتقاد سالیوان تربیت وفرهنگی که آدمی ضمن معاشرت با همنوعان می آموزد، اورا به تواناییها وفعالیتهایی تجهیز می کند که بوسیله آنها موفق می شود تنیدگیها را ازبین ببرد یا کاهش دهد ونیازهای خود رابرآورده سازد(سیاسی،1377، ص 165).باس وپلامین معتقدند که خلق مردم آمیزی که عمدتا ارثی است، یک صفت انطباقی است. زیرا که برای برآورده ساختن بسیاری از نیازهایمان وبه دست آوردن تقویت مثبت باید با دیگران تعامل کنیم(شولتز وشولتز،1998، ترجمه سید محمدی ،1381،ص329). بایومیستر ولیری (1995) چنین مطرح کرده اند که ما انسانها یک نیاز اساسی به تعلق داریم که یک انگیزش اساسی را شکل می دهد و افکار، هیجانات و رفتار بین فردی ما را هدایت می کند. این نیاز به تعلق شامل یک خواسته نافذ برای شکل دادن و نگهداری یک کیفیت حداقل ارتباطات بین فردی با دوام ، مثبت ومعنی دار می باشد. در حالیکه در شدت نیازهای تعلق پذیری و چگونگی بر آورده شدن آنها تفاوت وجود دارد ارضای این نیازها لزوماً شامل تعاملات فراوان مثبت با دیگر افراد در یک زمینۀ مداوم که در آن ارتباط با دیگران با نگرانی برای رفاه دیگری همراه است ، می باشد. متعاقباََ افرادی که مشکلات مداومی در ایجاد و تداوم روابط رضایت بخش با دیگران تجربه می کنند و بنابر این در ارضای نیاز به تعلق خود مشکل دارند بیشتر احتمال دارد که احساس محرومیت و مبتلا شدن به اختلالاتی از قبیل تنهایی ، افسردگی، اضطراب و عصبانیت کنند( بایومیسترولیری، 1995؛ کاسیوپو وهمکاران،2000؛ چیپاور ،2001و هگرتی وهمکاران ؛1996). میجوسکویک (1988) نیز برای نیروی انگیزشی ارتباطات اجتماعی ارزش زیادی قائل است و ادعا می کندکه ترس از تنهایی و تمایل به اجتناب از آن، اصل انگیزشی اساسی و نهایی در انسان است. روکاچ (1989) نیز جهان شمول بودن نیاز تعلق پذیری انسان را برجسته نموده وادعا کرده که علیرغم این که ساکنین کره خاکی از لحاظ سن، جنس ، فرهنگ ، زبان و باورهای مذهبی بسیار متفاوت هستند اما شباهتهای اساسی نیز با یکدیگر دارند. یکی از این شباهتها گرایش به عشق ، پذیرش و درک شدن است . بایومیستر ولیری(1995) بر اساس این تئوری ها و بر مبنای شواهد تجربی نشان داده اند که نیاز به تعلق پذیری انسان در همه فرهنگها ودر تمام طول عمر وجود دارد و انسانها اساساً به وسیله نیاز به تعلق پذیری بر انگیخته می شوند و در نتیجه فعالیت شناختی ، واکنشهای هیجانی و رفتار بین فردی آنها به طور اجتناب ناپذیری با ارضای این نیاز ارتباط دارد(به نقل ا ز هینریچ و گالن ، 2006). به نظر می رسد که در معلولین نیز چنین رابطه مثبتی بین تمایل به برقراری روابط صمیمی وسلامت روانی وجود داشته باشد.روابط اجتماعی می تواند تاثیرعمیقی بر نگرشهای فرد معلول نسبت به خود و فرصتهایی که برای سازگاری روانی، تحصیلی واشتغال به دست می آورد داشته باشد(هالاهان وکافمن، 1994، ترجمه نظری نژاد، 1369، ص560). کمکهایی که به افراد مزبور می شود تا یکپارچگی اجتماعی و ارزش شخصی بیشتری داشته باشند در واقع میزان افسردگی آنها را کاهش می دهد ( الیوت و دیگران ،1991).
امیدن و همکاران (1983) در تحقیق خود دریافتندکه بین تمایل به برقراری روابط صمیمی و اضطراب فراگیر ، پوچی گرایی، عدم همدلی، بی هدفی و چندپارگی شخصیت رابطه ای منفی وجود دارد. نتایج تحقیق ویلیام وپیچ (1989) نشان داد که در دانشجویان زن ومرد ارضای هریک از نیازهای ایمنی ، تعلق پذیری واحترام با روان رنجورخویی وافسردگی رابطه منفی دارد (به نقل از شولتز وشولتز،1998، ترجمه سید محمدی ،1381،ص360). ویوونا (2000) درتحقیقی دریافت که افراد سنین آخر نوجوانی که نسبت به والدین خود دلبستگی نا ایمن دارند درمقایسه با آن دسته از همسالان خود که نسبت به والدین خود دلبستگی ایمن دارند، افسردگی ، اضطراب ونگرانی بیشتری تجربه می کنند. در مورد دانش آموزان ارتباط اجتماعی با آموزگار و همتاها درکلاس روی انگیزش دانش آموزان تأثیر می گذارد. این موضوع بویژه به هنگام انتقال از مدرسه ابتدایی به مدرسه راهنمایی اهمیت دارد( یوردان و شوانفیلدر ، 2006). در زمینه آسیب شناسی روانی تحقیقات نشان داده ا ست که آن دسته از دانشجویانی که بعضی علائم اوتیسم را دارند به طور معنی داری تنهایی بیشتر ی داشته اند و دوستیهای کمتر و کوتاه مدت تری را تجربه کرده اند گرچه این افراد لزوماً تنهایی را ترجیح نمی دهند بلکه تنهایی ببشتر آنها ممکن است مربوط به فقدان مهارت ها و ادراک اجتماعی باشد(جاب و ویلیامز وایت ، زیر چاپ). تحقیقات فزاینده ای نشان می دهند که ارتباطات اجتماعی حمایت آمیز در خانواده و مدرسه ممکن است نقش محافظت کننده در برابر تعدادی از رفتارهای پرخطر (از لحاظ سلامتی ) نوجوانان و جوانان داشته باشد(اسپرینگر و همکاران،2006). تحقیقات همچنین نشان می دهد که در افراد سالمند و افراد نزدیک به دوره سالمندی هم در مردان و هم در زنان ارتباط با دوستان نزدیک و یا همسایگان بابی نظمی های بیولوژیکی رابطه منفی معنی داری دارد(سیمن و همکاران، 2004).
نتیجه بررسیها نشان داده است که افراد مبتلا به ناتوانی جسمی در مقایسه با جمعیت عادی تماسهای اجتماعی کمتری دارند وتمایل بیشتری به انزوای اجتماعی دارند(سازمان ملل متحد، 1992،ترجمه صالحی، 1372).
نوسک و دیگران ( 2003) در تحقیقی در یافتند که در معلولین صمیمیت با عزت نفس و خودشناسی رابطه ای مثبت و با انزوای اجتماعی رابطه ای منفی دارد و بین انزوای اجتماعی و رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت رابطه ای منفی وجود دارد ، در ضمن نتایج تحقیق آنها نشان داد که معلولین در مقایسه با افراد غیر معلول از لحاظ اجتماعی منزوی ترند و ارتباطات صمیمی کمتری دارند. نتایج تحقیق هیوابنر و دیگران ( 1999) نیز نشان می دهد که آن دسته از معلولینی که مشکلات روانشناختی دارند بیشتر از سایر معلولین در مورد عدم امنیت در روابط بین فردی فکر می کنند و بیشتر انتظار خصومت دارند.
تحقیقات مطرح شده دربالا اهمیت نقش روابط بین فردی و تعاملات اجتماعی در سلامت روان افراد معلول را نشان می دهد. با توجه به این موضوع هدف تحقیق حاضر بررسی رابطه بین نگرشهای صمیمانه و سلامت روانی در کل و نیز بررسی رابطه بین نگرشهای صمیمانه و اضطراب ، ناسازگاری اجتماعی و افسردگی در افراد معلول است. فرضیه های این تحقیق عبارتند از:
1- بین نگرشهای صمیمانه و سلامت روانی معلولین جسمی زن رابطه مثبت وجود دارد.
2- بین نگرشهای صمیمانه و اضطراب معلولین جسمی زن رابطه منفی وجود دارد.
3- بین نگرشهای صمیمانه و ناسازگاری اجتماعی معلولین جسمی زن رابطه منفی وجود دا رد.
4- بین نگرشهای صمیمانه و افسردگی معلولین جسمی زن رابطه منفی وجود دارد.
روش
جامعه آماری
جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه اعضای زن مجرد جامعه معلولین* شهر اصفهان می باشد که تعداد آنها 205 نفر است.
نمونه و روش نمونه گیری
برای نمونه گیری از میان 205 نفر افراد جامعه آماری 100 نفر به صورت تصادفی انتخاب و درپژوهش حاضر شرکت داده شدند. میانگین سنی آزمودنیها 1/31 سال و میانگین سطح تحصیلات آنها 4/9 سال بود. 42 نفر از این آزمودنیها به نوعی شاغل بودند و 58 نفر از آنها بیکار بودند.
* جامعه معلولین تشکلی ملی است که با هدف افزایش همبستگی بین معلولین جسمی – حرکتی و فراهم آوردن زمینه گفت و شنود و تبادل نظر آنها درباره مشکلاتشان و نیز ارائه خدمات فرهنگی ، آموزشی ، تفریحی و ورزشی به آنها ، تشکیل شده است و عضویت در آن داوطلبانه و اختیاری است.
روش پژوهش:
طرح پژوهش حاضر از نوع همبستگی است ، در این پژوهش رابطه بین نمرات معلولین جسمی زن در مقیاس نگرشهای صمیمانه و پرسشنامه سلامت عمومی و زیر مقیاسهای آن ( به استثنای زیر مقیاس نشانه های جسمانی که به نظر می رسد نمرات آن با نمرات مقیاس نگرشهای صمیمانه رابطه معنی داری نداشته باشند ) مورد بررسی قرار می گیرد.
ابزار مورد استفاده
الف) پرسشنامه سلامت عمومی
در این پژوهش برای بررسی میزان سلامت روانی آزمودنیها از فرم 28 سؤالی پرسشنامه سلامت عمومی استفاده شد. پرسشنامه سلامت عمومی یک «پرسشنامه سرندی » مبتنی بر روش خود- گزارش دهی است که در مجموعه های بالینی با هدف ردیابی کسانی که دارای یک اختلال روانی هستند مورد استفاده قرار میگیرد ( استورا، 1991، ترجمه دادستان ،1377). پاسخهای ارائه شده به هر یک از مواد آزمون در یک مقیاس 4 درجه ای از " خیر" تا "خیلی زیاد" میزان ناراحتی را مشخص می کند. نمره گذاری مواد این آزمون به شیوه لیکرت و از 0 تا 3 است و نمره کل یک فرد از 0 تا 84 متغیر است. نقطه برش سلامت و عدم سلامت روانی 21 است ( تقوی ، 1380). پرسشنامه سلامت عمومی 4 خرده آزمون 7 سئوالی دارد که به ترتیب نشانه های جسمی ، اضطراب ، اختلال در کارکرد اجتماعی و
افسردگی وخیم را می سنجند. زیر مقیاس نشانه های جسمی شامل موادی درباره احساس افراد نسبت به وضع سلامت خود و احساس خستگی آنهاست و نشانه های بدنی را در بر می گیرد. زیر مقیاس اضطراب شامل موادی است که با اضطراب و بی خوابی مرتبطند. زیر مقیاس ناسازگاری اجتماعی گستره توانایی افراد را در مقابله با خواسته های حرفه ای و مسائل زندگی روزمره می سنجد و احساسات آنها درباره چگونگی کنار آمدن با موقعیتهای معمول زندگی را مشخص می کند. زیرمقیاس افسردگی در بر گیرنده موادی است که با افسردگی وخیم و گرایش مشخص به خودکشی مرتبطند ( استورا، 1991، ترجمه دادستان ،1377). ضریب اعتبار این پرسشنامه با استفاده از سه روش بازآزمون ، تنصیف و آلفای کرونباخ به ترتیب 70/0 ،93/0 و 90/0 به دست آمده است. برای بررسی روائی این پرسشنامه از سه روش روایی همزمان ، همبستگی خرده آزمونها با نمره کل و تحلیل عوامل استفاده شده است که در روش روائی همزمان روایی 55/0 و در روش همبستگی نمره خرده آزمونها با نمره کل پرسشنامه ضریب روائی 72/0 تا 87/0 بدست آمده است و نتیجه تحلیل عوامل با استفاده از روش چرخشی واریمکس و براساس آزمون اسکری بیانگر وجود عوامل افسردگی ، اضطراب ، اختلال در کارکرد اجتماعی و علائم جسمانی است که در مجموع بیش از 50 درصد واریانس کل آزمون را تبیین می کنند ( تقوی ، 1380،ص109).
ب ) مقیاس اندازه گیری نگرشهای صمیمانه
در پژوهش حاضر برای اندازه گیری میزان تمایل آزمودنیها به برقراری روابط صمیمی از فرم تجدید نظر شده مقیاس اندازه گیری نگرشهای صمیمانه استفاده شد. نسخه اولیه این مقیاس در سال 1978
توسط امیدن ارائه شد. فرم تجدید نظر شده مقیاس اندازه گیری نگرشهای صمیمانه که در سال 1983
توسط تریدول ارائه شد 50 ماده دارد و پاسخهای ارائه شده به هر یک از مواد آن از کاملاً مخالف تا کاملاً موافق تغییر می کند. این پاسخها با استفاده از روش لیکرت و بر اساس یک مقیاس 5 درجه ای از 1 تا 5 نمره گذاری می شود ، بنابراین نمره کل فرد از 50 تا 250 متغیر است ، این مقیاس بر روی جمعیت غیر بالینی هنجاریابی شده است. با این حال نمرات کمتر از 140 نشان دهنده تمایل کم برای برقراری روابط صمیمی و نمرات بالاتر از 210 نشان دهنده تمایل بیش از حد برای برقراری روابط صمیمی است.تریدول و امیدن پایایی این مقیاس را با روش آلفای کرونباخ از 78/0 تا 86/0 و با روش آزمون مجدد 84/0 محاسبه کرده اند. در ایران ضریب پایایی این مقیاس در یک هنجاریابی مقدماتی و با اجرا بر روی 80 نفر از اعضای زن جامعه معلولین شهر اصفهان و با استفاده ازروش آلفای کرونباخ 72/0 بدست آمد. ضمناً با استفاده از همین روش مشخص شد که سئوالات شماره 23،22،13،9،6،4 و31 با نمرات کل مقیاس همبستگی منفی دارند، بنابراین محتوای این سئوالات مورد تجدید نظر قرار گرفت تا این اشکال برطرف شود.
تجزیه و تحلیل داده ها:
برای تجزیه و تحلیل داده ها در قسمت آمار توصیفی از شاخصهای آمار توصیفی همچون میانگین و انحراف معیار و در قسمت آمار استنباطی از روش همبستگی پیرسون استفاده شد.
یافته ها
یافته های این تحقیق در دو قسمت آمار توصیفی و آمار استنباطی مورد بررسی قرار می گیرد.
جدول 1 - میانگین و انحراف استاندارد نمرات معلولین جسمی زن در مقیاس اندازه گیری نگرشهای صمیمانه و پرسشنامه سلامت عمومی و سه خرده آزمون از چهار خرده آزمون پرسشنامه سلامت عمومی
نگرشهای صمیمانه
سلامت روانی
اضطراب
ناسازگاری اجتماعی
افسردگی
شاخصهای آماری
آزمودنیها میانگین انحراف استاندارد میانگین انحراف استاندارد میانگین انحراف استاندارد میانگین انحراف استاندارد میانگین انحراف استاندارد
معلولین
جسمی زن
09/165
78/15
52/30
81/12
9
10/5
09/7
46/3
66/6
04/5
جدول 1 میانگین و انحراف استاندارد نمرات آزمودنیهای این تحقیق را در مقیاس اندازه گیری نگرشهای صمیمانه و پرسشنامه سلامت عمومی و سه خرده آزمون از چهار خرده آزمون پرسشنامه سلامت عمومی نشان می دهد. نتایج این جدول نشان می دهد که میانگین نمرات نگرشهای صمیمانه آزمودنیها 09/165 است که نشاندهنده تمایل متوسط آنها برای برقراری روابط صمیمی است ، میانگین نمرات سلامت روانی آزمودنیها بالاتر از نقطه برش (21) است ، بنابراین می توان گفت که بسیاری از آزمودنیهای این تحقیق مشکوک به عدم برخورداری از سلامت روانی هستند.
جدول 2- همبستگی نمرات مقیاس نگرشهای صمیمانه با نمره کل و نمرات سه خرده آزمون پرسشنامه سلامت عمومی
مقوله های GHQ
r
P
سلامت روانی 41/0- 031/0
اضطراب 28/0- 107/0
ناسازگاری اجتماعی 37/0- 047/0
افسردگی 36/0- 050/0
نتایج جدول 2 نشان می دهد همبستگی نمرات نگرشهای صمیمانه آزمودنیها با نمرات سلامت روانی آنها معنی دار است ( 031/0 = P ). از آنجا که در پرسشنامه GHQ نمرات بالاتر نشان دهنده سلامت روانی کمتر است می توان گفت که نتایج این جدول نشان دهنده همبستگی مثبت معنی دار بین نگرشهای صمیمانه و سلامت روانی است. نتایج جدول 2 همچنین نشان می دهد که بین نگرشهای صمیمانه آزمودنیها و ناسازگاری اجتماعی ( 047/0 = P ) و افسردگی (050/0 = P ) آنها همبستگی منفی معنی دار وجود دارد؛ اما همبستگی بین نگرشهای صمیمانه و اضطراب آنها معنی دار نیست ( 107/0 =P ).
بحث و نتیجه گیری
در کل بررسی یافته های این تحقیق نشان می دهد که بین نگرشهای صمیمانه آزمودنیها و سلامت روانی آنها همبستگی مثبت معنی دار و بین نگرشهای صمیمانه و ناسازگاری اجتماعی و افسردگی آنها همبستگی منفی معنی دار وجود دارد؛ اما بین نگرشهای صمیمانه و اضطراب معلولین جسمی زن شرکت کننده در این تحقیق همبستگی معنی داری وجود نداشت. نتایج این تحقیق با نتایج تحقیق نوسک و دیگران ( 2003 ) که بیانگر وجود رابطه منفی بین انزوای اجتماعی و رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت در معلولین است، همخوانی دارد.همچنین نتایج این تحقیق درمورد رابطه منفی نگرشهای صمیمانه وافسردگی با نتایج تحقیق امیدن ودیگران(1983) مبنی بر وجود رابطه منفی بین تمایل به برقراری روابط صمیمی و پوچ گرایی همخوانی دارد ، زیرا یکی از علائم مشخصه افسردگی پوچی گرایی است. نتایج این تحقیق با نتایج تحقیق ویلیام وپیچ (1989) مبنی بروجود رابطه منفی بین ارضای نیاز به تعلق پذیری و روان رنجورخویی وافسردگی ونتایج تحقیق شاختر(1995) مبنی بر اینکه حضور دیگران به کاهش استرس ناشی از شوک برقی مورد انتظار کمک می کند، همخوانی دارد. اما با نتایج تحقیق امیدن ودیگران (1983) مبنی بر وجود رابطه منفی بین تمایل به برقراری روابط صمیمی و اضطراب فراگیر همخوانی ندارد.
نتایج این تحقیق می تواند تأییدی بر نظر اریکسون مبنی بر اینکه شیوه سازگارانه کنارآمدن با بحران اوان بزرگسالی صمیمیت است ونظریه آلپورت مبنی بر اینکه یکی از ویژگیهای شخصیتهای سالم داشتن ارتباط صمیمانه با دیگران است واین اعتقاد مازلو که نا کامی دربرآورده ساختن نیاز به عشق از طریق برقراری رابطه صمیمی، علت اصلی ناسازگاری هیجانی است، باشد.نتایج این تحقیق همچنین می تواند مؤید نظریه سالیوان مبنی بر اینکه معاشرت با دیگران زمینه از بین بردن یا کاهش تنیدگیها را فراهم می سازد واین اعتقاد باس وپلامین که مردم آمیزی صفتی انطباقی است ، باشد.
وجود رابطه مثبت بین نگرشهای صمیمانه وسلامت روانی را می توان اینگونه تبیین کرد که افرادی که مایل به برقراری روابط صمیمی هستند تمایل دارند راحت اسرار خود را در اختیار دیگران بگذارند ، احساس می کنند زندگی را در کنترل دارند ، خود را فعال تصور می کنند ، کمتر احساس از خودبیگانگی می کنند و با دوستان ، اطرافیان ، اعضای خانواده و فامیل خیلی راحت هستند ( تریدول ، 1981) که به نظر می رسد این خصوصیات اغلب در جهت عکس علائمی نظیر تمایل به انزواگزینی ، احساس نداشتن کنترل برامور زندگی ، احساس از خودبیگانگی ، تفسیر غلط از رفتار دیگران و .... که نشان دهنده عدم سلامت روانی است ، عمل می کند. چنین می نماید که این مسأله درمورد معلولین نیز صدق می کند.وجود نگرشهای صمیمانه و تمایل به برقراری روابط صمیمی می تواند باعث گسترش روابط اجتماعی شود که این خود موجب افزایش نگرش مثبت معلولین نسبت به خود و بهبود وضعیت روانی آنها می شود. نتایج تحقیق نوسک و دیگران ( 2003 ) مبنی بر وجود رابطه مثبت بین صمیمیت و عزت نفس و خودشناسی نیز نشان دهنده همین مطلب است.
در تبیین معنی دار نبودن رابطه بین نگرشهای صمیمانه و اضطراب آزمودنیها می توان گفت که اگر چه نگراشهای صمیمانه و تمایل به برقراری روابط صمیمی می تواند با فراهم کردن زمینه برقراری روابط اجتماعی و در میان گذاشتن مسائل خود با دیگران باعث کاهش اضطراب معلولین شود اما تردید درباره
پذیرفته شدن از سوی دیگران می تواند در معلولین و بویژه آنهایی که مشکلات روانشناختی دارند ،
اضطراب ایجاد کند. نتایج تحقیق هیوابنر و دیگران ( 1999 ) که نشان داد آندسته از معلولینی که مشکلات روانشناختی دارند بیشتر از سایر معلولین در مورد عدم امنیت در روابط بین فردی فکر
می کنند و بیشتر انتظار خصومت دارند ، مؤید همین مطلب است.
در تبیین همبستگی منفی بین نگرشهای صمیمانه و ناسازگاری اجتماعی آزمودنیها می توان گفت از آنجایی که در معلولین بین صمیمیت و انزوای اجتماعی رابطه ای منفی وجود دارد (نوسک و دیگران، 2003) بنابراین نگرشهای صمیمانه و تمایل به برقراری روابط صمیمی باعث گسترش روابط اجتماعی و کسب مهارتهای اجتماعی در معلولین می گردد و این مهارتهای اجتماعی نقش مهمی در عملکرد موفق افراد معلول در محیط شغلی و جامعه دارند (ویهمان ، 1977 وکولارد ،1981، به نقل از نظری نژاد، 1369).
در تبیین همبستگی منفی بین نگرشهای صمیمانه و افسردگی آزمودنیها می توان گفت که روابط بین فردی نقش مهمی در بروز و تداوم افسردگی و درمان آن ایفا می کنند. وایسمن و دیگران (1992، به نقل از دادستان ، 1382) معتقدند که « افسردگی با توجه به الگوهای نشانه شناختی ، شدت ، آسیب پذیری زیست شناختی یا رگه های شخصیت ، در یک چهار چوب بین شخصی متحول می شود و بر اساس تحلیل این چهارچوب و بازنگری آن است که می توان به بهبود بیمار کمک کرد». نارساییهای بین شخصی مانند کمروئی مفرط ، عدم حساسیت نسبت به نیازهای دیگران و نداشتن مهارت اجتماعی می تواند به ایجاد افسردگی منتهی شود ( دادستان ،1382). کلرمن و وایسمن ( 1992، به نقل از دادستان ،1382) بر این باورند که افراد افسرده ای که روابط بین شخصی نامناسب را در خلال کودکی خود تجربه کرده اند یا مورد تأیید قرار نگرفته اند و یا به هنگام بزرگسالی هرگز نتوانسته اند روابط صمیمانه ای با دیگران برقرار کنند اغلب چنین نارساییهایی داشته اند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که نداشتن روابط صمیمی در کنار عوامل دیگر می تواند به بروز افسردگی منجر شود.
نتایج این تحقیق نشان می دهد که یکی از راههای افزایش سلامت روانی معلولین کمک به آنها در برقراری روابط صمیمانه با دیگران است. البته برای تحقق این امر باید در جهت تصحیح نگرش دیگر افراد جامعه نسبت به معلولین نیز تلاش کرد.
منابع
استورا ، جین بنجامین . ( 1991 ). تنیدگی یا استرس بیماری جدید تمدن. نوشته پریرخ دادستان .
( 1377 ). تهران: انتشارات رشد. صص185-179.
تقوی ، سید محمد رضا. ( 1381 ). بررسی روایی و اعتبار پرسشنامه سلامت عمومی . مجله روانشناسی ، جلد پنجم ، شماره 4.
دادستان ، پریرخ. ( 1382). روانشناسی مرضی تحولی: از کودکی تا بزرگسالی ( جلد اول )، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها ( سمت).صص354-352.
سازمان ملل متحد.(1992). ناتوانی: وضعیت، استراتژیها، تدابیر. ترجمه جواد صالحی.(1372). تهران: انتشارات سازمان بهزیستی کشور.
سیاسی، علی اکبر.(1377). نظریه های شخصیت. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.165-122.
شولتز،دوآن.(1977). روانشناسی کمال: الگوهای شخصیت سالم.ترجمه گیتی خوشدل.(1378). تهران: نشر البرز.
شولتز،دوآن وشولتز، سیدنی آلن.(1998). نظریه های شخصیت .ترجمه یحیی سید محمدی. (1381). تهران: مؤسسه نشر ویرایش.صص360-243.
کارتلج ، جی و میلبورن ، جی. اف. ( 1987 ). آموزش مهارتهای اجتماعی به کودکان ، ترجمه محمد حسین نظری نژاد. ( 1369 ). مشهد: انتشارات آستان قدس رضوی ( به نشر ).
نوری ، ابوالقاسم . ( 1374 ). جنبه های روانشناختی ناتوانی جسمی. مجله پژوهشی دانشگاه اصفهان ( علوم انسانی ) ، جلد هفتم ، شماره 4.
هالاهان ، دانیل . بی و کافمن ، جیمز.ام. ( 1994 ). کودکان استثنائی ( مقدمه ای بر آموزشهای ویژه). ترجمه مجتبی جوادیان . ( 1381 ). مشهد: به نشر ( انتشارات آستان قدس رضوی ).صص 563-560.
Amidon E. Kumar V K . & Treadwell T . ( 1983 ). Measurment of intimacy: The intimacy attitude scale - revised. Journal of Personality
Assessment 476 635 – 639
Baumeister,R.F., and Leary, M.R.(1995). The need to belong: Desire for interpersonal attachments as a fundamental human motivation, Psychological Bulletin, 117 ,497–529.
Cacioppo,J.T., Ernst,J.M., Burleson, M.H., McClintock,M.K., Malarkey W.B. and Hawkley,L.C. et al. (2000). Lonely traits and concomitant physiological processes: The MacArthur social neuroscience studies, International Journal of Psychophysiology, 35, 143–154.
Chipuer,H.M.(2001). Dyadic attachments and community connectedness: Links with youths' loneliness experiences, Journal of Community Psychology ,29, 429–446.
Eliott T. R. Herrick S.M . Patti A.M . Witty T. E. el al. ( 1991 ). Assertiveness social support and psychological adjustment following spinal cord injury . Behaviour Research and Therapy 29 5 485-493.
Hagerty,B.M., Williams,R.A., Coyne,J.C. and Early,M.R.(1996).Sense of belonging and indicators of social and psychological functioning, Archives of Psychiatric Nursing 10, 235–244.
Huebner R . A . Thomas K.R.& Berven N.L. ( 1999 ). Attachment and interpersonal characteristics of college students with and without disabilities. Rehabilition Psychology 44 1 85 – 103.
Jobe,L.E., and Williams White,S.(In Press).Loneliness, social relationships, and a broader autism phenotype in college students. Journal of Personality and Individual Differences.
Mijuskovic,B. (1988). Loneliness and adolescent alcoholism. Adolescence,23, 503–516.
Nosek M A. Hughes R.B. Swdiund. Taglor H.B. & swank P. ( 2003). Self-esteem and women with disabilities. Social science and Medicine 56 8 1737- 1747.
Rokach,A.(1989). Antecedents of loneliness: A factorial analysis. Journal of Psychology 123, 369–384.
Seeman,T., Glei,D., Goldman, N., Weinstein,M., Singer,B., and Lin, Y.H.(2004). Social relationship and allostatic load in Taiwanese elderly and near elderly.Journal of Social Science & Medicine,59,11,2245-2257.
Springer,A., Parsel,G., Baumler,E., and Ross,M.(2006).Supportive social relationship and adolescent health risk behavior among secondary school students in El Salvador.Journal of Social Science & Medicine,62,7, 1628-16-40
Treadwell T. ( 1981 ). Intimacy attitude scale: Its structure reliability and validity. Unpublished doctoral dissertation Temple university.
Urdan,T., and Schoenfelder,E.(2006). Classroom effects on student motivation: Goal structures , social relationship, and competence beliefs. Journal of School Psychology,44,5, 331-349.
Vivona,J.M. (2000). Parental attachment styles of late adolescents: Qualities of attachment relationships and consequences for adjustment. Journal of Counseling Psychology,47,3,316-329.
The Relationship Between Intimacy Attitudes and Mental Health Among Physically Disabled Females in Isfahan City
Azam Moradi,M.A*
Mohamad Bagher Kajbaf,Ph.D
Amir Ghamarani, M.A*
Abstract
The purpose of this research was to determine the relationship between intimacy attitudes and mental health among the physically disabled females. The subjects consisted of 100 unmarried female members of Society of Disabled in Isfahan city who were selected randomly. The instruments were included Intimacy Attitudes Scale and General Health Questionnaire(GHQ). For data analysis, Pearson correlation coefficients was used. The results showed a significant positive correlation between intimacy attitudes and mental health in physically disabled females (P= 0.031 ). The results also showed a significant negative correlation between intimacy attitudes and social maladjustment ( P = 0.047 ) and between intimacy attitudes and depression ( P = 0.05 ) in physically disabled females. But the correlation between intimacy attitudes and anxiety were not significant in the subjects.
Key word: intimacy attitudes mental health physically disabled females.
|