بررسی دیدگاه غم و شادی در نهج البلاغه با تمرکز بر روشهای شادی آفرین
نویسنده:اعظم مرادی-دانشجوی دکتری روانشناسی -عضو جامعه معلولین اصفهان
چکیده
امروزه روشهای گوناگونی برای ایجاد شادی ونشاط و کاهش غم واندوه پیشنهاد می شود که بسیاری از آنها يا تاثير كمي بر شادي دارند،يا تاثيرآنهابرشادي كوتاه مدت است،و يادر کوتاه مدت یا دراز مدت بر روح و جسم انسان اثرات نامطلوبی باقی می گذارند(آرجايل،2001). این امر اهمیت به کار گیری روشهایی را که ضمن تامین شادی و نشاط و بر طرف نمودن غم واندوهمعایب روشها و تکنیکهای نوین را هم نداشته باشد و در غوض به رشد معنوی انسان نیز کمک کند بیش از پیش روشن می سازد.
از طرف دیگر پیروان ادیان الهی معتقدند که تنها این ادیان توانسته اند برنامه کاملی برای زندگی انسان ارائه دهند که ضمن پاسخگویی به نیازهای مختلف بشر با فطرت او نیز کاملا سازگار بوده وضامن سعادت واقعی او در دنیا وآخرت باشد؛بویژه مسلمانان بنا بر گفته کتاب آسمانی خود، قرآن ، چنین باوری را در مورد اسلام دارند. هدف اين مقاله معرفی دیدگاه حضرت علی (ع)، که قرآن ناطق نیز لقب گرفته است، در مورد روشهای ایجاد شادی ونشاط وبرطرف نمودن غم واندوه در قالب بررسی محتوای نهج البلاغه می باشد. روش مورد استفاده در این تحقیق تحلیل محتوایی است. برای انجام این تحقیق تمام خطبه ها، نامه ها و حکمتهای نهج البلاغه(ترجمه محمد دشتی،1379) با دقت مطالعه شد و عبارات مرتبط با شادی و غم و عوامل موثر بر آنها به همراه شماره خطبه ، نامه و یا حکمت مربوطه استخراج گردید.
روشهایی را که حضرت علی ( ع) برای ایجاد شادی و نشاط و بر طرف نمودن غم واندوه توصیه نموده است می توان به سه دسته روشهای شناختی(توشه آخرت را مبنای خوشحالی واندوه خود قراردادن، توجه به فنا پذیری ودگرگونی حالات دنیا ، توجه به پاداشهاي اخرويِِِ تلخكاميهاي دنياو...)، روشهای رفتاری( سخن گفتن با خداوند، نماز خواندن، جستجوی لذتهای حلال، صله ارحام و ....) و روشهای شناختی- رفتاری(رضایت دادن به قضای الهی، پرهیزکاری و اطمینان به وعده های الهی، صبر ویقین و ...) تقسیم کرد .
بسياري از روشهاي فوق الذكر ارتباط نزديكي با يكديگر دارند و به عبارتي لازم وملزوم يكديگرند. .
از بررسي مجموع سخنان حضرت علي(ع) درباره شادي وغم چنين استنباط مي شود كه ايشان نه تنها شادي و نشاط را نهي نكرده بلكه روشهاي مختلفي براي دستيابي به شادي و نشاط واجتناب از غم واندوه نيز توصيه نموده است.
ارتباط بين روشهاي توصيه شده توسط حضرت علي(ع) و شادي در تحقيقات متعدد تأييد شده است.
کلید واژه ها: شادی، غم، حضرت علی (ع)، نهج البلاغه
مقدمه
اهمیت نقش شادی ونشاط در جنبه های مختلف زندگی وکیفیت رفتار انسان بر کسی پوشیده نیست . به اعتقاد آرجایل (1987)،نويسنده كتاب "روانشناسي شادي"، فرد با نشاط نگرشی مطلوب ورضایت آمیز نسبت به خود ودیگران دارد، از روابط اجتماعی متعادلی برخوردار است و فرآیند زندگی خود ودیگران را مثبت ارزیابی می کند .آرجایل وهمکاران (1989) شادي را ترکیبی از رضايت(خشنودي)، عاطفه مثبت(سرور)و عدم وجود عاطفه منفي(افسردگي واضطراب) می دانند؛ طبق نظرآنهاعواطف مثبت ومنفي بخش هيجاني شادي و رضايت، بخش شناختي شادي را تشكيل مي دهد.لازم به ذکر است که در لغتنامه دهخدا شادی، خوشحالی، بهجت، مسرت، بشاشت، نشاط و طرب معنی شده است، در حالی که شور وشعف، شوق وهیجان و شادی معنی شده است. بنابراین گرچه این دو وجوه اشتراکی دارند اما باید بین آنها تمایز قائل شد. امروزه روشهای گوناگونی برای ایجاد شادی ونشاط و کاهش غم واندوه پیشنهاد می شود که بسیاری از آنها يا تاثير كمي بر شادي دارند(مثل ابراز چهره اي وموسيقي)،يا تاثيرآنها بر شادي كوتاه مدت است(مثل روش ولتن، دريافت هديه وتماشاي فيلم)،ويادر کوتاه مدت یا دراز مدت بر روح و جسم انسان اثرات نامطلوبی باقی می گذارند(مثل فعاليت جنسي مكرر و مصرف الكل يا داروهاي روانگردان) (آرجايل،2001).
از طرف دیگر پیروان ادیان الهی معتقدند که تنها این ادیان توانسته اند برنامه کاملی برای زندگی انسان ارائه دهند که ضمن پاسخگویی به نیازهای مختلف بشر با فطرت او نیز کاملا سازگار بوده و ضامن سعادت واقعی او در دنیا وآخرت باشد؛ بویژه مسلمانان بنا بر گفته کتاب آسمانی خود، قرآن، چنین باوری را در مورد اسلام دارند. از سوی دیگر عدهای چنین ادعا کرده اند که حضرت علی (ع) که قرآن ناطق نیز لقب گرفته است تصویری حزن آلود از دنیا ارائه نموده است وسخنان ایشان ترویج دهنده غم واندوه است. با توجه به آنچه مطرح شد، هدف اين مقاله بررسی دیدگاه حضرت علی (ع) در مورد روشهای ایجاد شادی ونشاط وبرطرف نمودن غم واندوه در قالب بررسی محتوای نهج البلاغه می باشد، تا از اين طريق علاوه بر فراهم شدن راهنمایی عملی در این زمینه، موضع ايشان در مورد شادي وغم نيز بيش از پيش روشن گردد.
روش
روش مورد استفاده در این تحقیق تحلیل محتوایی است. برای انجام این تحقیق تمام خطبه ها، نامه ها و حکمتهای نهج البلاغه(ترجمه محمد دشتی،1379) با دقت مطالعه شد و عبارات مرتبط با شادی و غم و عوامل موثر بر آنها به همراه شماره خطبه، نامه و یا حکمت مربوطه استخراج گردید.
نتایج و بحث
روشهایی را که حضرت علی ( ع) برای ایجاد شادی و نشاط و بر طرف نمودن غم و اندوه توصیه نموده است، می توان به سه دسته روشهای شناختی، رفتاری و شناختی- رفتاری تقسیم کرد که در ادامه به توصيه هاي مربوط به هر يك از اين دسته روشها با آوردن عين عبارات حضرت علي (ع) و با استناد به شماره خطبه، نامه و یا حکمت مربوطه اشاره خواهد شد و نقش عمل به این توصیه ها در ایجاد شادی ونشاط و برطرف نمودن غم واندوه تبیین خواهد شد.
روشهای شناختی
1- توشه آخرت را مبنای خوشحالی واندوه خود قراردادن: حضرت علي (ع)در نامه خود به ابن عباس مي فرمايد:
". . . خوشحالي تو از چيزي باشد كه در آخرت براي تو مفيد است واندوه تو براي از دست
دادن چيزي از آخرت باشد. ...بر آنچه ازدنيا از دست ميدهي زاري كنان تأسف مخور . . .
و همت خويش را به دنياي پس از مرگ و اگذار."(نامه 22 )
ايشان درنامه 66 نيز بر اين موضوع تأكيد كرده اند.
فردي كه چنين نگرشي دارد براي انجام دادن یا خود داری از انجام آنچه در اختيار و كنترل اوست و سرنوشت جاودانه او را تعیین می کند، تلاش می نماید و به خاطر آن شاد یا اندوهگین می شود و مسائل زود گذر و كم اهميت و يا مسائلي كه در اراده او نيست او را آشفته نمی سازد. چنين فردي زندگي دنيا را پوچ و بي ارزش تلقي نمي كند، بلكه آن را داراي هدفي والا مي داند و مي كوشد از لحظه لحظه هاي زندگي خود براي كسب رضاي الهي استفاده كند. به گفته حضرت علی کسی که از مرگ عبرت می گیرد کارهای نیک انجام می دهد و توبه کرده و به سوی خدا برمی گردد(خطبه 28). طبيعي است كه چنين فردي در مقايسه با ساير افراد شادتر خواهد بود.
2-توجه به فنا پذیری ودگرگونی حالات دنیا : حضرت علي (ع) در نامه خود به سلمان فارسي مي فرمايد:
"... و اندوه دنيا را از سر بيرون كن، زيرا يقين به جدايي و دگرگوني حالات آن داري ."(نامه68)
حضرت علی (ع) ثبات و مقابله کار آمد با مسائل را مستلزم شناخت و درک بی ثباتی دنیا که دور اندیشانه و بیانگر ایمان به آزمایشهای الهی است می داند(بوالهری، محمد پور، اصغرنژاد فرید و طاهری، 1386). توجه به فنا پذيري و دگرگوني حالات دنيا باعث مي شود كه فرد به دنيا و آن چه مربوط به آن است دلبستگي پيدا نكند و بنا بر اين به خاطر چيزي از دنيا كه بدست نمي آورد يا آنچه از آن كه از دست مي دهد چندان ناراحت نشود؛ درعين حال چنين فردي مي داند كه دنيا فراز و نشيبهاي بسياري دارد و بعد از هر شدتي، فرجي است و بنا بر اين از سختي ها و ناكاميهاي زندگي دنيا بر آشفته نمي شود.
حضرت علي (ع) در جايي ديگر از نهج البلاغه مي فرمايد:
" چون سختيها به نهايت رسد، گشايش پديد آيد و آنگاه كه حلقه هاي بلا تنگ گردد آسايش فرا رسد."(حكمت 356).
طبعا چنين فردي درمقايسه با كسي كه چنين نگرشي نسبت به دنيا ومسائل آن ندارد ، نگراني كمتري دارد وشادتر است.
3-توجه به پاداشهاي اخرويِِِ تلخكاميهاي دنيا: حضرت علي (ع)درباره نلخكاميهاي دنيا مي فرمايد :
"تلخكاميهاي دنيا شيريني آخرت و شيرني دنياي حرام تلخكامي آخرت است." (حکمت 251)
كسي كه ايمان دارد پاداش صبر وشكيبايي در برابر تلخكاميهاي دنيا سعادت اخروي است ودر مقابل، غرق شدن در لذتهاي حرام دنيا عذاب الهي در پي دارد، به خاطر دشواريها وناملايمات زندگي ،غمگين نمي شود و حسرت لذتهاي نامشروع را نمي خورد. يكي از عواملي كه باعث افزايش سلامت رواني افراد مذهبي مي شود اين است كه آنها وقايع منفي را به صورت مثبت تفسير مي كنند(پارجامنت و پارك ، 1995). آرجايل (2001) معتقد است مردم وقتي مي توانند شادتر باشند كه افكار متفاوت و بدون دردسري در مورد تغيير شرايط زندگي خود داشته باشند ؛ به اعتقاد او افراد شاد نظر مثبتي درباره مسائل دارند و مي توانند بخش جذاب مسأله را مورد توجه قرار دهند. از جمله مولفه هاي شناختي "برنامه افزايش شادي فردي" فوردايس (1977) نيز رشد افكار مثبت وخوش بينانه و كاهش احساسات منفي است.
4-اندوه روز نیامده را نخوردن و از روزی مقرر خداوندی خشنود بودن: حضرت علي (ع)مي فرمايد:
"اي فرزند آدم! اندوه روز نيامده را بر امروزت ميفزا، زيرا اگر روزِ نرسيده از عمر تو باشد،
خداوند روزي تو را خواهد رساند."(حكمت267)
در حكمت 379 نهج البلاغه نيز به چنين موضوعي اشاره شده است .
حضرت علي همچنين مي فرمايد:
"...كسي كه به روزي خدا خشنود باشد بر آنچه ازدست رود اندوهگين نباشد..."(حكمت349)
كسي كه باور دارد خداوند روزي رسان است و بنده خود را به حال خود وا نمي گذارد از هرآنچه از جانب خداوند به او مي رسد، هرچند كم باشد، خشنود است و دغدغه خاطر معاش را ندارد؛ طبيعتا چنين فردي شادتر از كسي است كه چنين باوري ندارد. از جمله مولفههاي شناختي "برنامه افزايش شادي فردي" فوردايس (1977) تأكيد بر زمان حال وانتظارات وآرزوهاي پايين است.
5-عشق نورزیدن به دنیای حرام ودل کندن ازآن: حضرت علي(ع) درمورد تأثير دنيا پرستي بر آدمي ميفرمايد:
"...هركس به دنياي حرام عشق ورزيد ،درونش پر از اندوه شد... دل كندن ازدنيا لذت
بخش تر از اطمينان داشتن به آن است."( حكمت 367 )
نهج البلاغه فرد دنیا پرست را در برابر افسردگی و غم و اندوه آسیب پذیر دانسته و دنیا پرستی را عامل زمینه ساز افسردگی می داند(بوالهری و همکاران، 1386).. دلبستگي به دنيا وآنچه مربوط به آن است باعث مي شود كه فرد دائما حسرت چيزي از دنيا را بخورد كه ندارد و يا نگران از دست دادن چيزي از دنيا باشد كه از آن بهره مند است؛ روشن است كه چنين فردي نمي تواند شاد باشد. درعوض كسي كه محبت دنيا را از دل بيرون كرده و از آن دل كنده است ،چنين نگرانيهايي ندارد و مي تواند از آنچه دارد لذت ببرد و درعين حال به آن دل نبندد.
6-توجه به تأثیر اندوه بر جسم: حضرت علي(ع) درباره تأثير اندوه بر جسم مي فرمايد:
"اندوه خوردن نيمي از پيري است ." (حکمت143)
اگر فرد متوجه باشد كه راه دادن غم و اندوه به خود، منجر به پيري زودرس مي شود و فرآيند آن را تسريع مي كند و از طرفي باعث مي شود كه فرد مانند بسياري ازپيران كم انرژي و بي حوصله باشد، به دليل اين كه اين حالات جسمي وروحي را نمي پسندد و از آن گريزان است، سعي مي كند از غم واندوه اجتناب كند.
روشهاي رفتاري
1-سخن گفتن با خداوند:حضرت علي (ع) در نامه خود به فرزندش امام حسن (ع) مي فرمايد:
"...غم واندوه خود را درپيشگاه خداوند مطرح كن تا غمهاي تو را برطرف كند ودر
مشكلات تورا ياري رساند...."(نامه 31)
روشن است كه سخن گفتن با كسي كه دسترسي به او درهر زماني امكان پذير است و صحبت كردن با او هيچ قيد وشرطي لازم ندارد و هيچ محدوديت زماني ندارد و هيچ واكنش نامناسب و پيامد نامطلوبي در پي ندارد و از همه مهمتر اينكه از قدرت بي پاياني بر خوردار است و مشتاق است كه بندگانش با او سخن گويند و از او كمك بخواهند تا از اين قدرت بي پايان خود براي ياري رساندن به آنها استفاده كند، غم واندوه را از انسان دور مي نمايد و او را اميدوار و شاد مي سازد. به اعتقاد دول واسكوكان (1995) دعا و نيايش باعث مي شود كه افراد خوشبينانه احساس كنند بر{وقايع} آينده كنترل بيشتري دارند و این اعتقاد موجب افزايش اعتماد به نفس، عزت نفس واحساس هدفمندي در آنها مي شود. بيشترين تأثير مذهب بر شادي به دليل نيايش زياد و نزديكي به خداوند است (آرجايل ، 2001).
2- نماز خواندن : حضرت علي (ع) در مورد تأثير نماز بر كاهش غم واندوه مي فرمايد:
"آن چه كه بين من وخدا نارو است اگر انجام دهم و مهلت دو ركعت نمازداشته
باشم تا از خدا عافيت بطلبم، مرا اندوهگين نخواهد ساخت."(حکمت 299)
از آن جا كه نماز خواندن نيز نوعي سخن گفتن با خداوند است، بنابر اين همه مزاياي سخن گفتن با خداوند را دارد وعلاوه بر اين به دليل اينكه عبارات مورد استفاده در نماز از سوي خداوند تعيين شده است ميتوان گفت كه اين عبارات بهترين عبارات براي سخن گفتن با خداوند است و بهترين نتيجه و بيشترين تأثير را دارد. دول واسكوكان(1995) معتقدند كه نماز و دعا خوشبيني واحساس كنترل را افزايش مي دهد واين عوامل به نوبه خود باعث ايجاد احساس شادي مي شود.
3-جستجوی لذتهای حلال( برای مثال ورزش، گردش در طبیعت، مصرف خوراکیهاي خاص، استفاده از عطر): حضرت علي (ع) مي فرمايد
"...خردمند را نشايد جز ان كه در پي سه چيز حركت كند:كسب حلال براي تأمين
زندگی يا گام نهادن درراه آخرت، يا به دست آوردن لذتهاي حلال." ( حکمتهای
390 و400 )
ونيز مي فرمايد:
"...بوي خوش درمان ونشاط آور ، عسل درمان كننده ونشاآور، سواري بهبودي آور ، و نگاه به سبزه زاردرمان كننده و نشاط آور است ."(حكمت400 )
اديان الهي هيچگاه لذت هاي حلال را نهي نكرده اند. آن چه آنها نهي كرده اند لذتهاي كاذب و زود گذري است كه در كوتاه مدت يا دراز مدت بر روح وجسم انسان و بر زندگي فردي واجتماعي او اثرات نامطلوبي باقي مي گذارد. تأثير ورزش، گردش در طبيعت، مصرف خوراكيهاي خاص و استفاده از بوي خوش در ايجاد شادي مورد تأييد روانشناسان امروزي نيز هست. آرجايل(2001) معتقد است كه ورزش وتمرين جسماني اگر به طور منظم انجام شوند،خلق مثبتي ايجاد ميكنند كه ممكن است تا روز بعد ادامه پيدا كند؛ به اعتقاد او دليل اصلي تأثير تمرينات جسماني بر شادي ،آزاد شدن آندروفين ها ودر نتيجه ايجاد خلق مثبت، برقراري تعاملات اجتماعي، فراهم شدن زمينه موفقيت و كاهش يافتن افسردگي وتنش است . همچنين آرجايل(2001) معتقد است كه گردش در طبيعت مي تواند به "تحقق خويشتن" و كمال بخشيدن به خود وايجاد آرامش دروني كمك كند. علاوه بر اين آرجايل(2001) مصرف خوراكيها را يكي از رايج ترين منابع ايجادشادي مي داند.
4 - صله ارحام( روابط خویشاوندی ): حضرت علي(ع) درمورد اثرات مثبت رابطه با خويشاوندان مي فرماید:
"...خويشاوندان انسان بزرگترين گروهي هستند كه از او حمايت مي كنند و اضطراب
و ناراحتي او را مي زدايند و به هنگام مصيبت ها نسبت به او پرعاطفه ترين مردم
مي باشند." (خطبه 23)
كمك به ديگران در موقع پريشاني، تجربه نوعدوستي ايجاد مي كند كه منبعي براي هيجان مثبت است (باتسون ،1987). به اعتقاد آرجايل (2001) معاشرت پذيري با ارزش است زيرا به تعاون وكمك دوجانبه منجر مي شود و اين وضعيت لذت بخش است. روابط اجتماعی یکی از بزرگترین منابع شادی است. کامان و فلت (1983) در تحقیقی دریافتنند که مردم شاد احساس نزدیکتری با دیگران دارند و احساس اعتماد و مور د علاقه بودن می کنند و بیشتر علاقه مندند با دیگران باشند و احساس تنهایی نمی کنند. بادوستان بودن نیز یکی از منابع اصلی لذت است. برخی از فواید با دوست بودن ممکن است ناشی از فعالیتهای لذت بخشی باشد که آنها برای یکدیگر انجام می دهند یا خود در فعالیتهای لذت بخشی مشارکت می کنند حداقل کارکرد ممکن این فعالیتهای مشترک این است که موجب لذت و روابط حمایت کننده می شوند. مردم شاد نه تنها تعامل اجتماعی بیشتر ی با یکدیگر دارند بلکه کیفیت روابط آنها بالاتر است(آرجایل،2001). بری و هانسن (1996) دریافتنندکه کیفیت رابطه دانشجویانی که شاد ترند در مقایسه با دانشجویان دیگر ، بالاتر است. اگر ما عمیقاً از شخص دیگری مراقبت کنیم نه تنها خودمان تشویق می شویم بلکه این کار در شادکامی دیگران مؤثر است. (آرجایل، 2001).
5- جستجوی سخنان حکمت آمیز:حضرت علي (ع) مي فرمايد:
" همانا اين دلها همانند تن ها افسرده مي شوند ، پس براي شادابي دلها سخنان زيبا ي
حكمت آميز بجوييد ." (حکمت 91)
در حكمت 197 نهج البلاغه نيز چنين روشي مورد تأكيد قرار گرفته است.
حضرت علي (ع) همچنين مي فرمايد:
" گفتار حكيمان اگر درست باشد درمان {است}... . " (حكمت 265)
از آن جا كه سخنان حكمت آميز غالبا ارضا كننده حس زيبايي شناختي ويادآوري كننده حقايق فراموش شده است وانسان فطرتاً هميشه طالب زيبايي و جوياي حقيقت است، بنا بر اين طبيعي است كه با شنيدن سخنان زيباي حكمت آميز احساس لذت و شادابي به او دست مي دهد. روشن است كه قرآن و احاديث كه در بردارنده سخنان خداوند و پيامبر اكرم و امامان هستند، بهترين وزيباترين سخنان حكمت آميز مي باشند. بسیاری از بررسی ها تأثیر مثبت آموزش (که سخنان حکمت آمیز نیز جزئی از آن است) را بر خشنودی نشان داده اند(آرجایل، 2001).
6 - اهل عمل بودن: حضرت علي(ع) مي فرمايد:
" آن كس كه در عمل كوتاهي كند دچار اندوه مي شود ." (حکمت 127)
از آن جا كه رسيدن به هر هدفي، چه اين هدف دنيوي باشد چه اخروي چه مادي چه معنوي مستلزم برنامه ريزي درست و عمل كردن به اين برنامه است، بنا بر اين اهل عمل بودن ضامن دستيابي به شادي و خوشبختي و كوتاهي در عمل به ارزشها و اعتقادات و برنامه هاي خود، ايجاد كننده حسرت و غم و اندوه است. بی کاری همه جنبه های شادی از جمله عاطفه مثبت، رضایت از زندگی و عاطفه منفی را متأثر می سازد. افراد بیکار احساس ملالت میکنند، عزت نفس اندکی دارند، گاهی عصبانی می شوند وگاهی اوقات بی تفاوتی عاطفی در آنها بروز می کند(ارجایل، 2002).
7 -غنیمت شمردن فرصتها: حضرت علي(ع)درنامه خود به فرزندش امام حسن مي فرمايد:
"...پيش از آن كه فرصت از دست برود و اندوه به بار آورد ، از فرصتها استفاده
كن." ( نامه 31 )
ايشان درحکمت 118 نيز اندوهبار بودنِِِ از دست دادن فرصتها را مورد تأكيد قرار داده اند.
از آن جا كه لازمه عمل به برنامه هاي خود و در نتيجه دستيابي به اهداف دنيوي واخروي و مادي و معنوي، استفاده بهينه از فرصتهاست، بنابراين با استفاده درست از وقت است كه مي توان به شادي دست يافت و در مقابل از دست دادن فرصتها به اين دليل كه باعث ناكامي در دستيابي به اهداف مي شود، غم واندوه به دنبال دارد. معلوم شده است که افراد بیکار کمتر زمان خود را سازمان دهی می کنند(فیدر و بوند ،1983) و این مسأله یکی از علل بهداشت روانی (و ازجمله شادی) کمتر است( وانبرگ وهمکاران ، 1997).
روشهای شناختی –رفتاری
1-رضایت دادن به قضای الهی : حضرت علي (ع) مي فرمايد:
"كسي كه از دنيا اندوهناك باشد ، از قضاي الهي خشمناك است... ."
(حکمت 228)
از اين سخن حضرت علي (ع) چنين بر مي آيد كه هركسي كه به قضاي الهي تن در مي دهد و از آن شاكي نيست ، از غم واندوه دنيا به دور است .دليل اين امر نيز روشن است ، چون كسي كه به قضاي الهي رضايت مي دهد معتقد است كه هرچه براي او پيش مي آيد، اراده و خواست خداوند در آن دخيل است و حكمتي در آن نهفته است و درنهايت به خير وصلاح اوست، بنابراين هر مسأله و اتفاقي هر قدر هم كه به ظاهر ناگوار باشد، او را پريشان نمي سازد.
2-پرهیزکاری واطمینان به وعده های الهی: حضرت علي (ع) در نامه خود به محمد ابن ابي بكر مي فرمايد:
"پرهيزكاران در بهترين خانه هاي دنيا سكونت كردند و بهترين خوراكيهاي
دنيا راخوردند وهمان لذتهايي راچشيدند كه دنياداران چشيده بودند….لذت
پارسايي در ترك حرام دنيارا چشيدندويقين داشتندكه روز قيامت از همسايگان
خدايند،جايگاهي كه هرچه در خواست كنند داده مي شود و هرگونه لذتي در
اختيار شان قراردارد."(نامه27)
پرداختن به حرام دنيا گرچه ممكن است خوشي آني و لذت كاذبي ايجاد كند، اما از آن جا كه با فطرت و طبيعت انسان ناسازگار است و دركوتاه مدت يا دراز مدت بر روح وجسم انسان و بر زندگي فردي و اجتماعي او اثرات نامطلوب و گاه جبران ناپذيري باقي مي گذارد، غم واندوه وحسرت به دنبال دارد. بنابراين كسي كه از كارهاي حرام اجتناب مي كند، دچار اين غم واندوه و حسرت نمي شود و در عين حال از لذتهاي حلال و آن چه دارد بيشتر و بهتر بهره مند مي شود. علاوه بر اين اطمينان به وعده هاي الهي در مورد پاداشهاي اخروي پرهيز كاري وتجسم اين پاداشها ، موجب شادي فرد پرهيزكار مي شود.
3-صبر ویقین: حضرت علي(ع) درنامه خود به فرزندش امام حسنن(ع) مي فرمايد:
"...غم واندوه را بانيروي صبر ونيكويي يقين از خود دور ساز... ."(نامه 31)
صبر در نهج البلاغه خط اول مقابله با اندوه است. صبر در کنار یقین، عدل و جهاد یکی از چهارپایه ایمان است. حضرت علی در بسیاری موارد از جمله در راه حق، برقراری عدالت اجتماعی، مصیبت چه به شکل روزمره و مستمر آن و چه به صورت حاد و ناگهانی و مرگ عزیزان ، صبر را توصیه می فرماید(بوالهری و همکاران، 1386).كسي كه به خاطر اطمينان به وعده هاي الهي در مواجهه با مصائب و دشواريها خود را نمي بازد و دچار پريشاني نمي شود،كمتر دچار غم و اندوه مي شود. در ميان عوامل مذهبي، باورها مهمترين منبع شادي هستند(اليسون وهمكاران،1989). دول واسكوكان (1995) معتقدند كه باورهاي مذهبي از طريق افزايش احساس كنترل، غني سازي خود وخوشبيني باعث ايجاد شادي مي شوند. طبق نظر هالامي و آرجايل (1997) افراد كمتر مذهبي به اين دلیل كمتر شادند كه اطمينان و يقين كمتري دارند.
4- مقاومت در برابر سختیها ورنجها: حضرت علي (ع) مي فرمايد:
"چشم از سختي خار وخاشاك و رنجها فروبند تا همواره خشنود باشي."
( حکمت 213)
علاوه بر صبر و پرهیزگاری، نهج البلاغه به طور کلی کنار آمدن و سازگاری با مسائل را توصیه می کند(بوالهری و همکاران، 1386). فردي كه سرسختي بالايي دارد و مشكلات را چالش و فرصتي براي رشد مي داند و نه تهديد، مي تواند در برابر سختيها و مشكلات مقاومت كند و به بهترين نحو با آنها مقابله كند ودر نتيجه كمتر دچار حزن و اندوه مي شود. به اعتقاد آرجايل (2001) ميزان خشنودي ذهني فرد به شيوه تفكر او درباره مسائل بستگي دارد وعلاوه بر اين خشنودي تحت تأثير حالتهاي هيجاني آني قرار مي گيرد؛ وقتي انسان مجبور مي شود با موقعيتها سازگار شده و به شيوه متفاوتي به رويدادها نگاه كند، خشنودي او افزايش مي يابد. طبق نظر تايلور و براون (1988) اعتقاد به اين كه وقايع تصادفي نيستند و پس از وقايع منفي نيز امكان رشد شخصي وجود دارد، مي تواند به وقايع معني بدهد. بسیاری افراد از جمله بعضی از معلولان در بررسی خشنودی از زندگی در حد 70% از حد اکثر قرار می گیرند، بنابراین غیر از عوامل عینی مسائل دیگری نیز آشکارا در میزان خشنودی دخالت دارند. در واقع این یافته ها با سازگاری این افراد رابطه دارد؛ آنها از اشکال متنوع راهبردهای مقابله ای استفاده کرده زندگی خود را به شکل متفاوتی ارائه داده و یا به شیوه متفاوتی به مسائل می نگرند(آرجایل، 2001). حضرت علی(ع) در عین توصیه به کوچک انگاشتن سختیها و مصائب و پرهیز از بزرگ نمایی آن گروهی از مردم را توصیف می کند(پرهیزگاران) که برعکس اهل دنیا که مرگ بدنها را بزرگ می شمارند، مرگ دلهای زندگان را بزرگتر می داند. به عبارت دیگر افراد به یک رویداد واکنش یکسان نشان نمی دهند و برخی از آنها نگاه ژرفتری به مسائل دارند و چیزهایی را مصیبت می دانند که دیگران نمی دانند. این همان تنگه ای است که مصیبت را به بینش و بصیرت نزدیک می کند. حضرت علی(ع) خطاب به اشعث می گوید :
"ای اشعث! پسرت تورا شاد می کرد و برای تو گرفتاری و آزمایش بود و مرگ او
تورا اندوهگین کرد در حالی که برای تو پاداش و رحمت است"(حکمت291).
5- یاد مرگ: حضرت علي(ع) مي فرمايد:
"آن كس كه فراوان به ياد مرگ باشد در دنيا به اندك چيزي خشنود
است." ( حکمت 349)
ياد مرگ باعث مي شود كه انسان به موقت وزود گذر بودن زندگي دنيا توجه داشته باشد و بنابراين حسرت آنچه را ندارد نخورد و از آرزوها و خواسته هاي بزرگ بپرهيزد و قدر نعمتهايي را كه دارد بداند؛ ياد مرگ همچنين باعث مي شود كه فرد مشكلات و سختيها را بزرگ نمايي نكند و بنا بر اين در برابر آنها قدرت تحمل بالايي داشته باشد . اين عوامل موجب مي شود كه فرد كمتر دغدغه خاطر مسائل زندگي دنيا را داشته ودر مقايسه با كسي كه كمتر به ياد مرگ مي افتد، خشنودتر باشد. به نظر آرجايل(2000) اعتقاد به زندگي پس از مرگ براي سلامت رواني مفيد است، بخصوص در مورد كساني كه سالخورده و بيمارند يا در معرض جنگ قرار دارند.
بايد خاطر نشان ساخت كه بسياري از روشهاي فوق الذكر ارتباط نزديكي با يكديگر دارند و به عبارتي لازم وملزوم يكديگرند، براي مثال توجه به پاداشهاي اخرويِ تلخكامي هاي دنيا و يا ياد مرگ، مقاومت در برابر سختيها و رنجها را تسهيل مي نمايد، توجه به فنا پذيري و دگرگوني حالات دنيا، به عشق نورزيدن به دنياي حرام ودل كندن از آن كمك مي كند و ... .
نتیجه گیری
از بررسي مجموع سخنان حضرت علي(ع) درباره شادي وغم چنين استنباط مي شود كه ايشان نه تنها شادي و نشاط را نهي نكرده بلكه روشهاي مختلفي براي دستيابي به شادي و نشاط واجتناب از غم واندوه نيز توصيه نموده است وبه نظر می رسد که منظور از "اندوه مؤمن " در روايات نقل شده از ايشان، دغدغه خاطر مؤمن در امور مسلمانان، اندوه به خاطر گناهان و يا افسوس خوردن به خاطر كوتاهي در انجام كارهاي نيك است؛ چنانکه در خطبه 78 نهج البلاغه می فرماید: "آن کس که جامع زیرین او اندوه و لباس رویین او ترس از خداست، چراغ هدایت در قلبش روشن شده است" و درخطبه 113 می فرماید " همانا پرهیزگاران. . . اگرچه شادمانند، اندوه آنان (نیز)شدید است". اندوهی که وصف آن آمد سازنده است اما اندوههای غیر سازنده و نکوهش شده در نهج البلاغه ناشی از پیوند خوردن قلب شخص با دنیا پرستی است(بوالهری و همکاران، 1386). حضرت علی(ع) در حکمت 228 می فرماید " آن کس که قلب او با دنیا پرستی پیوند خورد، همواره جانش گرفتار سه مشکل است: اندوهی رها نشدنی، حرص جدانشدنی و آرزویی دست نیافتنی". در عین حال روشهای نکوهش شده برای ایجاد شادی و نشاط وبرطرف نمودن غم و اندوه نیز در نهج البلاغه مطرح شده است. حضرت علی (ع) در خطبه 221 نهج البلاغه می فرماید : "آنان که می خواستند با شادی (کاذب) غمها را از دل بیرون کنند و به هنگام مصیبت با سرگرمی ها صفای عیش خود را بر هم نزنند، دنیا به آنها و آنها به دنیا می خندیدند، در سایه خوشگذرانی رخوت زا بی خبر بودند که روزگار با خارهای مصیبت زا آنها را درهم کوبید و گذشت روزگار تواناییهایشان را گرفت، مرگ از نزدیک به آنها نظر دوخت و غم و اندوهی که انتظارش را نداشتند آنها رافراگرفت". در کل نهج البلاغه فرار از اندوه و روبرونشدن با آن و خودفراموشی از طریق لهو لعب را نکوهش می کند(بوالهری و همکاران، 1386). همین امر وجه افتراق روشهای مطرح شده در نهح البلاغه برای ایجاد شادی ونشاط و برظرف نمودن غم و اندوه وروشهای متداول در دنیای امروز را روشن می سازد. به عبارت دیگر در عین حال که بسیاری از روشهای مورد استفاده امروزی برای ایجاد شادی و مقابله با اندوه با روشهای مطرح شده در نهج البلاغه کم وبیش مشابه است که به پاره ای از آنها دراین مقاله اشاره شد، اما به جای بعضی از روشهایی که تاثير كمي بر شادي دارند(مثل ابراز چهره اي و موسيقي)، يا تاثيرآنها برشادي، كوتاه مدت است(مثل روش ولتن، دريافت هديه وتماشاي فيلم)، و يا در کوتاه مدت یا دراز مدت بر روح و جسم انسان اثرات نامطلوبی باقی می گذارند(مثل فعاليت جنسي مكرر و مصرف الكل يا داروهاي روانگردان) (آرجايل،2001)، در نهج البلاغه روشهایی مطرح می شود که در راستای تکامل انسان و مایه تطهیر روح وجان و زمینه ساز قرب الهی و ضامن سعادت جاودانه است که به عنوان نمونه می توان توشه آخرت را مبنای خوشحالی واندوه خود قراردادن، توجه به فنا پذیری ودگرگونی حالات دنیا، توجه به پاداشهاي اخرويِِِ تلخكاميهاي دنيا، عشق نورزیدن به دنیای حرام ودل کندن ازآن، سخن گفتن با خداوند، نماز خواندن، جستجوی سخنان حکمت آمیز، اهل عمل بودن، رضایت دادن به قضای الهی، پرهیزکاری واطمینان به وعده های الهی، صبر ویقین و یاد مرگ را نام برد که در صفحات قبل علت و چگونگی تأثیر آنها بر ایجاد نشاط و شادی و برطرف نمدن غم و اندوه تبیین شد.
فردي كه چنين روشهایی را به کار می گیرد و چنین نگرشي نسبت به مسائل دارد براي به دست آوردن يا اجتناب از آنچه در حيطه اختيار و كنترل اوست و درعين حال سرنوشت نهايي او را رقم مي زند، بر انگيخته مي شود و از بابت آن خوشحال يا غمگين مي شود و به خاطر مسائل زودگذر و كم اهميت و يا مسائلي كه در اراده او نيست، ناراحت نمي شود. درعين حال چنين فردي چون زندگي كوتاه دنيا را فرصتي ارزشمند جهت فراهم نمودن ذخيره اي براي آخرت مي داند، هدفمند است و مي كوشد از لحظه لحظه هاي زندگي خود براي كسب رضاي الهي استفاده كند. چنين فردي زندگي دنيا را پوچ و بي ارزش تلقي نمي كند، بلكه آن را داراي هدفي والا مي داند.طبيعي است كه چنين فردي در مقايسه با ساير افراد شادتر خواهد بود
ارتباط بين روشهاي توصيه شده توسط حضرت علي(ع) و شادي در تحقيقات متعدد تأييد شده است. براي مثال ارتباط دعا و نيايش و شادي در تحقيق پولوما وپندلتون (1991)و تحقيق اليسون وهمكاران (1989)، رابطه بين رفتن به مسجد وشادي در بررسي كالدر (1994)، ارتباط بین نزدیکی به خداوند وشادی در تحقیق پولنر (1989) و تحقيق اليسون وهمكاران (1989)، ارتباط ببين ورزش و شادي در پژوهش هيلز و آرجايل (1998)، ارتباط بين گردش در طبيعت و شادي در بررسي رابينستين (1980)، رابطه بين حمايت اجتماعي وشادي دربررسي بولجر و اكنرود (1992) و بررسي كالتر (1976)، رابطه بین باورهای ثابت(یقین) وشادی درپژوهش الیسون(1991)، تحقيق اليسون وهمكاران (1989) و پژوهش شیور و همکاران (1980)، ارتباط بين خوشبيني و شادي در بررسي هيلز وآرجايل (2001) وارتباط بین اعتقاد به زندگی پس از مرگ و شادی در تحقیق استینیتز (1980) تأیید شده است .
منابع
آرجايل ،مايكل .(2001). روانشناسي شادي.ترجمه مسعود گوهري اناركي و همكاران(1383).اصفهان : انتشارات جهاد دانشگاهي واحد اصفهان.
بوالهری، جعفر، محمدپور،رضا، اصغرنزادفرید، علی اصغر و طاهری، ابوالقاسم.(1386). نهج البلاغه و بهداشت روان. تهران: نشر دانژه
حضرت علي. نهج البلاغه.گردآورنده: رضي، شريف(400 ه.ق). ترجمه محمد دشتي.(1379).قم: انتشارات مجتبي.
Argyle,M.(1989).The Social Psychology of Work(2nd ed.) London: Penguin.
Argyle,M.(2000). Psychology and Religion: An introduction. London: Routledge.
Argyle,M., Martin,M., & Crossland ,J.(1989).Happiness as a function of personality and social encounters. In J.P. Forgas & J. M. Innes (Eas.), Recent Advances in Social Psychology: An International Perspective(pp.189- 230). North Holland : Elsevier.
Batson, C. D.(1987).Prosocial motivation : Is it ever truly altruistic? Advances in Experimental Social Psychology,20,65- 122.
Berry,D.s., and Hansn,J.S.(1996).Positive affect, negative affect, and social interaction. Journal of Personality and Social Psychology,71.796-809.
Bolger,N.,& eckenrode,J.(1992).Social relations, Personality and anxiety during a major stressful event .Journal of Personality and Social Psychology,23, 586- 604.
Cutler, N.E.(1976). Membership in different kinds of voluntary association and psychological well- being. Gerontologist, 16, 335- 339.
Dull,V.T., & Skokan , L.A.(1995). A cognitive model of religion's influence on health. Journal
of Social Issues,51, 49- 64.
Ellison,C.G. (1991).Religious involvement and subjective well- being. Journal of Health and Social Behaviour,32, 80- 99.
Ellison,C.G.,Gay,D.A.,& Glass, T.A.(1989). Does religious commitment contribute to individual life satisfaction? Social Forces,68, 100- 123.
Feather.N.T., & Bond,M.j.(1983). Time structure and purposeful activity among employed and unemployed university graduates. Journal of Occupational Psychology, 56, 241-250.
Fordyce,M. W.(1977). Development of a program to increase personal happiness. Journal of Counseling Psychology, 24, 511- 520.
Hallahmi, B.B., & Argyle, M. (1997). The Psychology of Religious Behavior, Belief, and Experience. London: Routledge.
Hills,P., & Argyle ,M. (1998b). Positive moods deived from leisure and their relationship to happiness and personality. Personality and Individual Differences, 25, 523- 535.
Kaldor,P.(1994). Winds of Chenge. Homebush West, NSW, Australia: Anzea.
Kammann,R., & Flett,R.(1983).Affectometer 2: A scale to measure current level of general happiness. Australian Journal of Psychology,35, 259-265.
Paragment, K. L., & Park, C.L.(1995).Merely a defense? The variety of religious means and ends. Journal of Social Issues, 51, 13- 32.
Pollner, M. (1989). Divine relations, social relations, and well- being. Jorurnal of Health and
Social Behavior, 30, 92- 110.
Polma, M.M., & Pendelton, B. F. (1991). Exploring Neglected Dimensions of Religtion in Quality of Life Research. Lewiston, NY: Edwin Mellon Press.
Rubenstein,C. (1980).Vacations. Psychology Today, 13 (May), 62- 76.
Shaver, P., Lenauer, M., And SADD, S. (1980). Religiousness, conversion, and subjective well- being: The 'healthy- minded' religion of modern American women. American Journal of Psychiatry , 137, 1563- 1568.
Steinitz, L.Y. (1980). Religiosity, well- being and Weltanschauung among the elderly. Journal for the Scientific Study of Religion, 19, 60- 67.
Taylor, S.E., & Brown, J.D. (1988).Illusion and well-being: a social- psychological perspective on mental health. Psychological Bulletin, 103, 193- 210.
Wanberg,C.R., Griffiths,R.F.,& Gavin,M.B.(1997). Time structure and unemployed unemployment: a longitudinal study. Journal of Occupational and Organization Psychology, 70, 75-90.
|