طبقه سوم دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران، روبه روي پله ها كمي كه به سمت چپ بپيچي تابلوي دفتر معاونت پژوهشي دانشگاه توجه ات را جلب مي كند، تنها ضربه اي به در كافي است كه استاد "به پژوه" پذيراي تو و سئوالاتت باشد هر چند كه منشي قرار ملاقات را يادآوري نكرده و او منتظر مهمان ناخوانده اي براي پرسش و پاسخ نباشد.
دكتر احمد به پژوه در سال 1327 در تهران متولد و در سال 1353 دانشنامه ليسانس در رشته خدمات اجتماعي را دريافت كرد. آنگاه براي ادامه تحصيل راهي شيراز شد. وي در سال 1359 به دريافت دانشنامه فوق ليسانس در رشته علوم تربيتي از دانشگاه شيراز نايل گرديد و از همان سال به عنوان عضو هيأت علمي در دانشگاه شيراز مشغول به كار شد.در سال 1365 براي ادامه تحصيل به انگلستان عزيمت كرد و در سال 1369 موفق به دكتري روان شناسي (كودكان استثنايي) از دانشگاه كيل شد، پس از بازگشت به ايران، دكتر به پژوه به عضويت هيئت علمي دانشگاه تهران درآمد كه تاكنون نيز در مقام استاد و معاون پژوهشي در اين عرصه فعاليت مي كند.
دكتر به پژوه در زمينه روان شناسي و علوم تربيتي كتاب هاي بسياري را نگاشته است كه از جمله آنها مي توان به اصول برقراري رابطه انساني با كودك و نوجوان، دانش آموزان با مشكلات عاطفي و رفتاري، فرهنگ توصيفي كودكان استثنايي: آموزش و پرورش، روان شناسي، توانبخشي و علوم وابسته و كمك به رشد گفتار و زبان كودكان كم توان ذهني اشاره كرد.
همايش پيشگيري از معلوليت كه چهارشنبه و پنج شنبه 16 و 17 ديماه به ميزباني دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي برگزار شد، بهانه اي بود كه گفت وگويي را با اين استاد در زمينه وضعيت پيشگيري از معلوليت در ايران صورت دهيم.
· وضعيت پيشگيري از معلوليت را در ايران چگونه ارزيابي مي كنيد؟
به مسئله پيشگيري مي توان از سه زاويه مثبت نگري، منفي نگري و رويكرد واقع بينانه نگريست. مثبت نگري به اين معنا كه ما خودمان را با كشوري نظير افغانستان مقايسه و به اين ترتيب خود را در يك جايگاه مترقي ببينيم، منفي نگري به اين معنا كه خود را در قياس با كشورهاي پيشرفته بويژه كشورهاي اروپايي و آمريكايي قرار دهيم، كه هر دو اين رويكردها تصويري واقعي از وضعيت پيشگيري به ما نمي دهد؛ به نظر بنده بهترين رويكرد، نگاه واقع بينانه به مسئله پيشگيري در ايران است كه متاسفانه با توجه به عدم وجود آمار دقيق امكان پذير نيست.
· در صورت نبود آمار، فعاليت ها در زمينه پيشگيري در ايران چگونه صورت مي گيرد؟
عمده فعاليت ها به شكل پراكنده است و حالت نظام مند ندارند.
· چگونه مي شود بدون آمار دقيق ما خود را در قياس با ديگر كشورها قرار دهيم؟
در نبود آمار دقيق قياس هايي كه انجام مي شود نيز اعتبار چنداني ندارند. به عنوان مثال در سرشماري هاي سال هاي 75 و 85 گام هايي در جهت آمار افراد داراي معلوليت برداشته شد كه هنوز نمي توان گفت كه دقيق است.
· برخي از خانواده هاي ايراني در سرشماري اطلاعات دقيق را به دلايلي به آمارگر ارائه نمي دهند، در مورد معلولين نيز اين فضا وجود دارد، دلايل فرهنگي هم در اين رابطه مزيد به علت مي شود. با همه اين تفاسير آيا ما به آمار دقيقي در اين زمينه دست مي يابيم؟
ما براي كارهاي خود نياز به يك منبع داريم كه آن را از مركز آمار ايران مي گيرم چرا كه در نبود آمار كارها به شكل حدس و گماني پيش مي رود. بنابراين با همه مشكلاتي كه شما برشمرديد ما از آمار اين مركز در پژوهش هاي خود استفاده مي كنيم.
· ضعف هاي پژوهشي و فرهنگي را در اين زمينه چگونه مي بينيد؟
متاسفانه در زمينه هاي زيادي از معلوليت ها كار علمي در ايران صورت نگرفته است. به عنوان مثال درباره علت نابينايي در كشور پژوهشي انجام نشده است. كار فرهنگي در خانواده ها عرصه مهم ديگري است كه در آن كار چنداني انجام نشده است. به عنوان مثال در كشورهاي پيشرفته واژه blind در توصيف فرد نابينا به كار برده نمي شود. بلكه از واژه اي نظير visual impairment استفاده مي كنند كه به معناي فرد با آسيب بينايي است.
· حتي براي كساني كه به صورت نابينا متولد مي شوند؟
بله.براي همه افراد نابينا اين واژه استفاده مي شود.
· به سئوال اوليه مان در زمينه پيشگيري بازگرديم. آنطور كه از صحبت هاي شما برداشت كردم در نبود آمار دقيق وضعيت پيشگيري در كشور نمي تواند مطلوب باشد، درست است.
همينطور است.
· غير از آمارها شما چه خلاء ها و كمبودهايي را مشاهده مي كنيد؟
براي پيشگيري بايد علت ها را شناسايي كنيم، به عبارت ديگر لازمه پيشگيري علت شناسي است كه اين امر در سه مرحله الف) پيش از تولد؛ ب) زمان تولد و ج) بعد از تولد بايستي صورت گيرد. به عنوان مثال درباره افراد با آسيب هاي بينايي، براي پيشگيري در قدم اول بايستي افراد با اين آسيب ها را شناسايي و سپس با يك نمونه گيري سيستماتيك نوع نابينايي اعم از مادرزادي، ازدواج فاميلي، بيماري، حوادث و... را شناسايي كنيم. اگر براي مثال 40 درصد افراد با آسيب بينايي حاصل ازدواج فاميلي هستند اين مطلب را به خانواده اطلاع رساني كرده و آسيب هاي اين نوع ازدواج ها را به آنها گوشزد كنيم. همچنين در كنار آن مراكز مشاوره ژنتيك را گسترش دهيم. به يك بيان كلي مي توان گفت كه علت شناسي رهنمودي براي برنامه هاي پيشگيري است.
· در ايران آيا در اين زمينه پژوهشي صورت گرفته است؟
به طور نظام مند در ايران كاري صورت نگرفته است و اين فاجعه است كه خانواده اي داراي بيش از يك فرزند معلول باشد.
· من خودم در تلويزيون شاهد بودم خانواده اي با حدود پنج فرزند معلول به عنوان خانواده نمونه معرفي شد؟
متاسفانه اين موارد وجود دارد. اين در حالي است كه در برخي كشورها خانواده اي كه داراي يك فرزند معلول است بايد براي بارداري دوم مجوز بگيرد. همچنين در كشورهاي توسعه يافته از همان روزهاي اوليه بارداري به مادر در مراكز بهداشتي، آموزش داده مي شود تا چگونه با فرزند خود رفتار كند كه اگر احيانا فرزند معلول بود خانواده علاوه بر اينكه تحت پوشش قرار مي گيرد، دچار آسيب هاي روحي نشود.
· در ايران چه اقداماتي بايستي صورت گيرد؟
تاسيس مراكز بهداشتي براي آموزش مادران در دوره بارداري از جمله اولين اقدامات است. قدم بعدي تاسيس مراكز آموزشي از بدو تولد است. الان 95 درصد مادران ايراني، فرزندان خود را در زايشگاه به دنيا مي آورند بنابراين در زايشگاه ها بايد تست هاي لازم انجام شده و تحت خدمات مشاوره اي قرار بگيرند. در مرحله بعد بايد آموزش هاي پيشگيري پيش از دبستان، دبستان، راهنمايي، دانشگاه و... انجام شود. در واقع حمايت هاي اجتماعي و اقتصادي در سنين نوجواني و جواني و بزرگسالي ضروري است.
· براي انجام اين خدمات، چه سازمان ها و نهادهايي به عنوان مجري عمل مي كنند؟
به شكل سازمان يافته مركزي را نداريم. تنها يكسري انجمن ها و سازمان هاي مردم نهاد كارهايي را در اين زمينه انجام مي دهند. سخن آخر اينكه ما بايد علت شناسي كنيم و با شناسايي آنها در پي رفع معلوليت ها باشيم.
|