ارسالها: 17 محل اقامت: Iran تاريخ عضويت: يكشنبه 20 اسفند 1385
ارسال شده در تاريخ دوشنبه 28 اسفند 1385 - 15:48
بزرگترين جشن و عيد ايرانيان كه آن را نوروز (نوگ روز ) مي ناميدند.
در اين روز پادشاهان بار عام مي دادند و رعيت ممالك را قرين شادي و خرمي مي كردند ، پادشاهان ساساني در اين روز در قصر خود مي نشستند و كسي كه به خوش قدمي معروف بود بر او وارد مي شد ( اعتقاد بر اين بود كه كسي كه زمان تولدش صبح باشد خوش قدم يا سبك قدم است و كسي كه در شب متولد شده است بد قدم يا سنگين قدم است )، همچنين كساني كه كار مي كردنند ، دست از كار مي كشيدند و استراحت مي نمودند ، اين روز را آغاز خلقت مي دانستند و در آن با انواع وسايل به شادي و خرمي مي پرداختند . در اين روز ماليات هاي وصول شده را به حضور شاه عرضه مي داشتند و شاه به عزل و نصب حكام مي پرداخت ، سكه هاي نو مي زدند و به پاك ساختن آتشكده ها مي پرداختند . اين عيد شش روز ادامه داشت و در روز ششم نيز جشن با شكوهي مي گرفتند و اين روز را كه خرداد روز از فروردين ماه بود ، « نوروز بزرگ » يا « نوروز خاصه » مي ناميدند كه به « روز اميد » نيز مشهور است .
معروف است كه در صبح اولين روز فروردين ، ايرانيان بسيار زود از خواب بر مي خواستند ، قبل از آنكه كلمه اي حرف بزنند ، شكـر مي خوردند و به يكديگر شيريني تعارف مي كردند ، به يكديگر آب مي پاشيدند و براي حفظ بدن از نا خوشي ها و بد بختي ها روغن به تن مي ماليدند و خود را با سه قطعه موم دود مي دادند .
ما نيز اين جشن بزرگ ملي را به همگان تبريك و شاد باش گوييم و آغاز سالي پر اميد و آزاد منشانه را از درگاه مزدا اهوراي پاك طلب مي كنيم .
ارسالها: 23 محل اقامت: Iran تاريخ عضويت: يكشنبه 13 اسفند 1385
ارسال شده در تاريخ چهارشنبه 1 فروردين 1386 - 22:36
از جشن های متعددی که در ايران باستان مرسوم بوده، يا از جشن های اندکی که از آن عهد به يادگار مانده، هيچ يک به طول و تفصيل نوروز نيست.
نوروز تنها جشنی است که يک جشن کوچک تر ( چهارشنبه سوری ) به پيشواز آن می آيد و جشنی ديگر ( سيزده به در ) به بدرقه آن. در واقع نوروز مقدمه و موخره ای دارد که خود آنها به تنهايی از جشنهای ديگری چون شب يلدا مفصل ترند.
اما به غير از چهار شنبه سوری و سيزده بدر که هر يک آداب خود را دارند، نوروز در گذشته دارای آداب چندی بوده است که امروز فقط برخی از آنها برجای مانده و پاره ای در دگر گشت های زمانه از بين رفته اند.
از رسم های بجا مانده يکی راه افتادن حاجی فيروز است.
حاجی فيروزها با چهره سياه کرده، دايره و دنبکی به دست می گيرند، به خيابان می آيند و به رقص و شيرينکاری و خواندن اشعاری با ريتم و آهنگ رقص می پردازند:
حاجی فيروزه، سالی يه روزه، همه می دونن، منم می دونم، عيد نوروزه.
ارباب خودم سلام عليکم، ارباب خودم سر تو بالا کن، ارباب خودم منو نيگا کن، ارباب خودم لطفی به ما کن.
خانه تکانی از ديگر آئين های نوروز است. ده پانزده روز مانده به نوروز خانه تکانی شروع می شود. در اين آئين، همه وسايل خانه گردگيری و شستشو می شود و پاک و پاکيزه می گردد.
چنان زوايای خانه را می روبند که اگر تا يک سال ديگر هم آن زوايا از چشم خانم خانه پنهان بماند يا فرصت پاکيزه سازی آنها به دست نيايد، قابل تحمل باشد.
وسواس برای اين پاکيزه سازی تا به حدی است که در و ديوار خانه اگر نه هر سال، هر چند سال يکبار نقاشی می شود.
پس از خانه تکانی، نوبت سبزه کاشتن می شود. مادران حدود يک هفته مانده به نوروز، مقداری گندم و عدس و ماش و شاهی در ظرف هائی زيبا می ريزند و خيس می دهند تا آهسته آهسته برويد و برای سفره نوروزی آماده گردد.
داستان مير نوروزی اين است که در پنج روز آخر سال فرمانروايی شهر را به فردی از پائين ترين قشرهای اجتماعی می سپردند و او نيز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب می کرد و فرمان های شداد و غلاظ عليه ثروتمندان و قدرتمندان می داد
يک هفته پيش از آغاز سال نو، زمان ارسال کارت تبريک ها فرا می رسد. فرستادن کارت تبريک برای همه دوستان و آشنايان يک کار مرسوم است. اقوام و دوستانی که در ديگر کشورها يا شهرها زندگی می کنند، جای خود دارند.
در اين زمان ديگرچهارشنبه سوری فرا رسيده و بايد از روی آتش پريد. چهار شنبه سوری خود به مثابه يک جشن مستقل، آداب خود را دارد. آتش افروختن و پريدن از روی آتش، خوردن آجيل چهارشنبه سوری و...
اما در روزگار ما اين جشن دگرگونی های زيادی به خود پذيرفته است. از جمله آنکه به علت جلوگيری نيروهای انتظامی از آتش بازی و بوته افروزی، ترقه بازی در بين جوانان باب شده که بيشتر موجب اذيت و آزار مردم و ايجاد صوت های ناهنجار می شود.
در حالی که پيش از اينها که حکومت ها با آتش بازی و بوته افروزی مخالفتی نمی ورزيدند، اين جشن آرام تر و دلپذيرتر و حتی زيباتر برگزار می شد.
پس از چهار شنبه سوری، نوروز فرامی رسد. آماده کردن سفره نوروزی، خريد ميوه و شيرينی و آجيل ، آماده شدن برای تحويل سال، دعای تحويل سال، ديد و بازديد عيد، عيدی دادن و عيدی گرفتن همه در طول روزهای عيد انجام می شود.
دعای سال تحويل
ديد و بازديد رفتن تا پايان روز 12 فروردين ادامه دارد. اما معمولاً در همان صبح نوروز به ديدن اقوام نزديک، مانند پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، پدر و مادر زن يا شوهر، عمه، عمو، خاله، دائی و... می روند.
روزهای بعد نوبت اقوام دورتر فرا می رسد و سر فرصت به ديگر اقوام و دوستان سر می زنند و ديدارها تازه می کنند. حتی اگر کسانی در طول سال به علت کدورت هايی که پيش آمده از احوال پرسی يکديگر سر باز زده باشند، اين روزها را فرصت مغتنمی برای رفع کدورت می شمارند و راه آشتی و دوستی در پيش می گيرند.
البته ديد و بازديد هم در اين سال ها تغييرات قابل توجهی به خود پذيرفته و نزد کسانی که از تمکن مالی برخوردارند، شکل سفر گرفته است. از آنجا که مدارس در ايام نوروز تا 14 فروردين تعطيل است، فرصت خوبی برای سفر کردن به دست می آيد.
پس گروه کثيری از مردم به شهرهای حاشيه دريای خزر می روند و در ويلای خود ساکن می شوند و يا آنکه در ديگر نقاط خوش آب و هوا مخصوصاً جزاير کيش و قشم و صفحات جنوبی کشور که در ايام نوروز از آب و هوای معتدل برخوردار است، سفر می کنند.
اما اين سفرها نيز خالی از ديد و بازديد نيست. در ويلاها به ديدار يکديگر می روند و ديگران را به شام و ناهار دعوت می کنند.
سفرهای زيارتی نيز که از قديم الايام مرسوم بوده، همچنان رونق دارد. به اين معنی که عده زيادی شب عيد به قم يا مشهد می روند و پس از يکی دو روز به خانه و کاشانه خود باز می گردند.
اما آداب و سنن مربوط به نوروز در گذشته بيش از امروز بوده است.
تا همين سی چهل سال پيش در برخی نواحی ايران، نوروزی خوانی مرسوم بوده است. در گيلان و مازندران و آذربايجان، از حدود يک ماه پيش از فرارسيدن نوروز، کسانی در روستاها راه می افتادند و اشعاری در باره نوروز می خواندند. اشعاری که بنا بر تعلقات مذهبی شيعيان با مضامين مذهبی آميخته بود و ترجيع بند آن چنين بود:
باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده / مژده دهيد بر دوستان، ...
اين پيک های نوروزی در مقابل نوروزی خوانی از مردم پول يا کالا می گرفتند و سورسات نوروزی خود را جور می کردند.
تا همين چند دهه پيش در برخی نواحی ايران نوروزی خوانی مرسوم بوده است. افرادی در روستاها به راه می افتادند و اشعاری در باره نوروز می خواندند: باد بهاران آمده، گل در گلستان آمده، مژده دهيد بر دوستان...
در چهارشنبه سوری نيز آئين هائی چون فالگوش نشينی، قاشق زنی، بخت گشائی، کوزه شکنی، رفع نحسی و مانند آنها رسم بوده است که امروز ديگر چندان باب نيست و اگر باشد در برخی روستاهاست.
تا چهل پنجاه سال پيش به راه انداختن « مير نوروزی » نيز يکی از آئين های رايج بوده است. داستان مير نوروزی اين است که در پنج روز آخر سال اداره و فرمانروايی شهر را که به طور معمول در دست حکام است، خلاف آمد عادت به فردی از پائين ترين قشرهای اجتماعی می سپردند و او نيز چند تن از مردم عوام را به عنوان خدم و حشم و عامل خود انتخاب می کرد و فرمان های شداد و غلاظ عليه ثروتمندان و قدرتمندان می داد.
آنها نيز در اين پنج روز حکم او را کم و بيش مطاع می دانستند و تنها در موارد پولی به چانه زدن می پرداختند. پس از آن پنج روز نيز مير نوروزی مطابق سنت از مجازات معاف بود و هيچ کس از او بازخواست نمی کرد که چرا در آن مدت پنج روز چنين و چنان کرده است. حافظ در اين بيت به عمر کوتاه آدمی، عمر کوتاه گل و عمر کوتاه سلطنت مير نوروزی اشاره دارد:
سخن در پرده می گويم چو گل از غنچه بيرون آی
که بيش از پنج روزی نيست حکم مير نوروزی
مدیریت کل سایت
heydari فايل تصويري زير را ضميمه كرده است:
FEAR سه شنبه 9 شهريور 1389 - 12:56 پا برهنه میخوامتون تا بدونید هیچ ریگی تو کفشم نیست FEAR سه شنبه 9 شهريور 1389 - 12:29 سلام .. خوبید.. خوبم ghasedak جمعه 5 شهريور 1389 - 23:47 عالی بود دست میزار، حداقل رسم قدر شناسی رو به جا آوردید. راستی میدونستید عکسی که برا این مطلب گذاشته اید آواتار اختصاصی من تو یه سایت مخصوص مع porkhalili چهارشنبه 27 مرداد 1389 - 13:46 خدمت سركار خانم براتي
ضمن تشكر از تقدير نامه بسيار زيبايتان به استحضار ميرساند اگر كار انجام شده وظيفه بوده و اگر كار انجام نشده مطمئنا تلا aliakbar يكشنبه 24 مرداد 1389 - 01:24 تنها مقصود ما در زندگی عشق ورزیدن به یکدیگر است اگر از عهده این مهم بر نمی آییم بکوشیم تا یکدیگر را نیازاریم hamidavazzadeh دوشنبه 18 مرداد 1389 - 13:22 لبخند تورو چند صباحيست نديدم ،،،،،، يكبار دگر خانه ات آباد بگو سيب !!!!! hamidavazzadeh دوشنبه 18 مرداد 1389 - 08:10 چرا نيستند زباناني كه مرا ياري مي كردند Mohsen Jelvan پنجشنبه 14 مرداد 1389 - 12:47 سلام به مدیریت سایت در بخش در باره جامعه گفتید قشره محروم و سختی دیده معلولین قشر محروم نیستند لطفا اصلاح کنید Mohsen Jelvan پنجشنبه 14 مرداد 1389 - 12:38 سلام و خسته نباشی به 2 خبرنگار فعال و سخت کوش جامعه معلولین اصفهان kimiya پنجشنبه 7 مرداد 1389 - 22:05 سلام به همگی Mohsen Jelvan پنجشنبه 31 تير 1389 - 09:45 تولد گل نرگس حضرت زهرا بر همگی مبارک Mohsen Jelvan پنجشنبه 31 تير 1389 - 09:45 خدایا چنان کن سر انجام کار
تو خوشنود باشی و ما رستگار hamidavazzadeh چهارشنبه 30 تير 1389 - 08:32 با آرزوي سفري خوش و سلامت براي بانوان جامعه معلولين اصفهان r_8041 دوشنبه 21 تير 1389 - 07:34 rezaei سه شنبه 15 تير 1389 - 10:30 سكوت سرشار از سخن نگفته است.
از حركت نكرده/اعتراف به عشق هاي نهان/ و شگفتي هاي بر زبان نيامده/در اين سكوت حقيقت ما نهفته است/حقيقت من و تو hamidavazzadeh سه شنبه 15 تير 1389 - 08:11 من آن گلبرگ مغرورم نميميرم ز بي آبي hamidavazzadeh يكشنبه 13 تير 1389 - 13:37 ناله كردم ذره اي از دردهايم كم نشد ،،،،، گريه كردم اشك بر داغ دلم مرهم نشد hamidavazzadeh چهارشنبه 9 تير 1389 - 15:06 محبت را از دريا بياموز كه براي بودن با ساحل ارام و قرار ندارد ghasedak پنجشنبه 3 تير 1389 - 21:46 13 رجب، زاد روز حضرت علی(ع) و روز پدر بر همه پدرهای مهربون و دلسوز مبارک باد ghasedak پنجشنبه 3 تير 1389 - 21:44 هرگز چشمان زیبایت را برای آنان که معنای پاک نگاهت را نمی دانند گریان مکن